-
تمام دلم دوست داردت
چهارشنبه 22 شهریورماه سال 1391 18:31
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 تمام دلم دوست داردت/ تمام تنم خواستار تو است بیاو به چشمم قدم گذار/ که این همه درانتظار توست چه خوب و چه خوبى چه نازنین/ تو خوبترینى، تو بهترین که بخت بلندى یار اوست/ کسى که شبى در کنار تواست به گوشه چشمى نگاه کن/ ببین که به پایت فکنده ام مگر به نظر کمیا شود/ دلى...
-
سیمین
چهارشنبه 22 شهریورماه سال 1391 18:27
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 ستاره دیده فرو بست وآرمید بیـا شراب ِ نور به رگ های شب دوید بیـا ز بس به دامن اشک ِ انتظارم ریخت گل سپیده شکفت و سحر دمیــــد بیـا شهاب ِ یاد ِ تو در آسمان ِ خاطر ِ من پیاپی از همه سو خط ِ زر کشید بیـا ز بس نشستم و با شب حدیث ِ غم گفتم زغصه رنگ ِ من و رنگ ِ شب...
-
فخرالدین عراقی
چهارشنبه 22 شهریورماه سال 1391 12:33
چه خوش باشد که دلدارم تو باشی انیس و مونس و یارم تو باشی دل پردرد را درمان تو سازی شفای جان بیمارم تو باشی ز شادی در همه عالم نگنجم اگر یک لحظه غمخوارم تو باشی ندارم مونسی در غار گیتی بیا تا مونس غارم تو باشی اگرچه سخت دشوار است کارم شود آسان چو در کارم تو باشی اگر جمله جهانم خصم گردند نترسم چون نگهدارم تو باشی همی...
-
سعدی
چهارشنبه 22 شهریورماه سال 1391 12:32
دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند سروران بر در سودای تو خاک قدمند شهری اندر هوست سوخته در آتش عشق خلقی اندر طلبت غرقه دریای غمند خون صاحب نظران ریختی ای کعبه حسن قتل اینان که روا داشت که صید حرمند صنم اندر بلد کفر پرستند و صلیب زلف و روی تو در اسلام صلیب و صنمند گاه گاهی بگذر در صف دلسوختگان تا ثناییت بگویند و دعایی...
-
مـــــادر
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 20:41
نگاهت می کنم مادر که چشمان تو چون دریاست نگاهت می کنم مادر که عشقت سبز و پابرجاست نگاهت می کنم مادر که دستانت گل یاس است نگاهت می کنم مادر وجودت باغ احساس است نگاهت می کنم مادر چه عطری در تو می جوشد نگاهت می کنم مادر که پاییز از تو می پوسد نگاهت می کنم مادر صفای خانه مان هستی نگاهت می کنم مادر گل دردانه مان هستی نگاهت...
-
پدرم مادرم
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 20:19
مادرم شبنم گلبرگ حیات پدرم عطر گل یاس بقاست مادرم وسعت دریای گذشت پدرم ساحل زیبای لقاست مادرم آئینه حجب و حیا پدرم جلوه ایمان و رضاست مادرم سنگ صبور دل ما پدرم درهمه حال کارگشاست مادرم شهر امیداست و هنر پدرم حاکم پیمان و وفاست مادرم باغ خزان دیده دهر پدرم برسرما مرغ هماست مادرم موی سپید کرده زحزن پدرم نقش همه خاطره...
-
نگاه تو
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 20:16
گاهی تمام من به تو تبدیل میشود وقتی به داستان نگاه تو میرسم یکباره شعر وارد تمثیل میشود عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود
-
گفتا که می بوسم تو را
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 20:06
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم گفتا چه می بینی بگو ،...
-
هوای تو
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 20:02
تمام اکسیژن های دنیا را هم بیاورند به کارم نمیاید دلم هوای تورا میخواهد..
-
بهارانم
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 20:01
تو بهاری؟ نه! بهاران از توست.. هوس باغ و بهارانم نیست ای بهین باغ و بهارانم تو..
-
بگذار تورا بپوشم
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 20:00
بگذار تورا بپوشم این بالاپوش خنک این نسیم صبح گاهی کفاف تمام عطشم را در کویر لوت و برهوت خواهد داد..
-
عشق است
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:57
از تو بارانی شدن عشق است از لبانت موجو موسیقی از صدایت عطر و ابریشم شدن عشق است بوی فروردین عبارت از نگاه توست میرسی بر من ناگهان سرمی روم از تو..
-
چشم مست تو
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:55
شبها که چشم مست تو پرناز می شود یعنی گره از کار دلم باز می شود!!
-
سراپا تو
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:54
گفت: چگونه ای؟ گفتم: حال خودت را از من می پرسی؟! من سراپا توام!!..
-
بوسه
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:52
اخم می کنم بوسه می دهی بوتاکس می شود پیشانی ام...
-
ناز چشم تو
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:51
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟ و آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی؟ مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز آن چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
-
طرح اندام تو
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:47
طرح اندام تو انگیزه ی معماری هاست دلت آیینه ایوان طلا کاری هاست
-
از این دنیا تو را دارم
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:38
از این دنیا تو را دارم که بسیاری که بیداری که با شمع غزلسوزت تو از پروانه سرشاری تو از جنس گل و شبنم تو از باران تو از مریم برای زخم شبهایم تو مثل مرهمی مرهم ببار ای ابر هم بغضم که دیوانی پر از سوزی که نقاشی پر از روزی و من با تو نفهمیدم که باران از تو می بارد نه آنکه بر تو می بارد..
-
حوای من
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:24
با زیر مخالفی بگو بم بشوم لبخند بزن مقابلت خم بشوم تو یک کلمه بگو که حوای منی امضا بدهم به تو که آدم بشوم
-
دوستت دارم
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:20
دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟ تا ابد دور تو میگردم، بسوزان عشق کن ای که شاعر سوختی، پروانه میخواهی چه کار؟ مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود راستی تو این همه دیوانه میخواهی چه کار؟ مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! در دل من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟...
-
ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:18
ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر بر من منگر تاب نگاه تو ندارم بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم ای رفته ز دل ، راست بگو ! بهر چه امشب با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟ گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه من او نیم او مرده و من سایه ی اویم من او نیم آخر دل من سرد و سیاه است او در دل...
-
شراب کهنه
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1391 23:10
آهسته می غلتد لبم بر روی لب هایت گس می شوم از طعم خرمالوی لب هایت کم کم شراب کهنه می ریزند از دوری انگور های تازه در پستوی لب هایت در نیشخندت زهر داری، تلخ تلخ، اما طعم عسل می ریزد از کندوی لب هایت زهر و عسل، بوی شراب و طعم خرمالو معجون دلچسبی ست از جادوی لب هایت یک بوسه تا پایان این رویا که خوابم برد فردا خجالت می...
-
گنه شبرین بود... یک بار دیگر...
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1391 23:08
خزد لرزان ، درون بستر من ز شرمی خفته می گوید که : بفشار ! چنان بفشار بر خود پیکرم را که بشکفد هوس های گنه بار به دندان گیر و شادی بخش و می نوش ز خون ِ این لبان ِ بوسه گیرم ببین از گونه سرخم بریزد ، شرار خواهش آرای ضمیرم درنگی کن در آغوشم که امشب فروزانست بزم عشق دیرین نمی خوابیم و می نوشیم تا صبح ز جام بوسه ها ، بس...
-
فروغ فرخزاد
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1391 23:05
گنه کردم گناهی پر ز لذت در آغوشی که گرم و آتشین بود گنه کردم میان بازوانی که داغ و کینه جوی و آهنین بود در آن خلوتگه تاریک و خاموش نگه کردم به چشم پر ز رازش دلم در سینه بی تابانه لرزید ز خواهش های چشم پر نیازش در آن خلوتگه تاریک و خاموش پریشان در کنار او نشستم لبش بر روی لبهایم هوس ریخت ز اندوه دل دیوانه رستم فرو...
-
می ارزد
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1391 22:43
سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد گر چه خاکسترم و هم سفر باد ولی جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد...
-
عشق
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1391 22:37
عشقی که تورا نثار ره کردم در سینه دیگری نخواهی یافت زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذری نخواهی یافت
-
خنده های تلخ
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1391 22:33
یک روز می رسد که بفهمی نداشتند این خنده های تلخ کم از تازیانه ای
-
محال
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1391 22:31
ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی شرح تو غیرممکن و تفسیر تو محال
-
می خواهمت
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1391 19:49
با بودن تو حال من اصلا خراب نیست می خواهمت و بهتر از این انتخاب نیست
-
ماهـتاب را دیدم
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1391 19:47
در آمدی ز در و ماهـتاب را دیدم طـلیعه ی غـزلی نـاب نـاب را دیدم چو موی خویش پریشان به شانه ها کردی میان ظلمت شب ، آفتاب را دیدم اگر چه سرد تنت ، از هوای بهمن بود ولی درون دلت ، الـتـهاب را دیدم دو جام باده گرفتی دو بوسه ام دادی به چشم خویش دو چشم خراب را دیدم تو مست باده و من مست ساغر چشمت میان کاسه ی چشمت شراب را...