شبهای من همیشه از آغوش تو پرند
وقتی پر اند از تو ورای تصورند
چشمان تو سیاهی را گر گرفته اند
خورشید را به باد تمسخر گرفته اند
برقی که چشمهای تو دارد فریب نیست
از چشمهات هرچه بگویی عجیب نیست
تقصیر ماه نیست اگر مست می شوم
من هر روز از حضور تو سر مست می شوم
شبهای من مماس تنت می شود عزیز
نور اتاق پیرهنت می شود عزیز
برقی که چشمهای تو دارد دروغ نیست
شبهای شعر خوانی من بی فروغ نیست
شبهای من چقدر از آغوش تو پرندشبهای من همیشه ورای تصورند