بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم
و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم!
نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بود
بیا که نامه ی اعمال خود سیاه کنیم
بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی
تمام آخرت خویش را تباه کنیم
به شور و شادی و شوق و ترانه تن بدهیم
و بار کوه غم از شور عشق کاه کنیم
و خوش خوریم و خوش بگذریم و خوش باشیم
و تف به صورت انواع شیخ و شاه کنیم!!
و زنده زنده در آغوش هم کباب شو یم
و هر چه خنده به فرهنگ مرده خواه کنیم
برای سر خوشی ی لحظه هات هم که شده است
بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم..
سلام
مرسی به خاطر خلق اینهمه زیبایی
دست استاد عرب عامری درد نکنه
لذت بردیم
عالیه پسر...
خیلی عالیه...
دوغزل زیبا از استاد فرامرز عرب عامری
بین خدا با کد خدای ده تبانی شد
از روز بعدش طور دیگر حکمرانی شد
آن سال بارانی نیامد رودها خشکید
حال تمام باغ و بر هامان خزانی شد
غمهای ما سی سال طی شد با همین منوال
پیری به دنیا آمد و مرگ جوانی شد
سی سال خیلی بود آخر مادرم دق کرد
سی سال خیلی بود بابایم روانی شد
هرکس که قوم کدخدا شد کدخدایی کرد
هرکس که فامیل خداشد، یار جانی شد
هر جا که کوچیدیم شهر کدخدایان بود
آخر نمی دانم بگو این زندگانی شد؟
دود و دمی شد هر کسی این صحنه هارادید
از فرط غمها هر که دیدم استکانی شد
بی بی م پشت چرخ خیاطی دلش پوسید
آبادی ما دار قالی ، دار فانی شد
سی سال خیلی بود رنگ هم دلی ها رفت
حتی شعار کدخداها هم زبانی شد
وقتی میان آرزوها خوابمان کردند
بین خدا با کدخدای ده تبانی شد
***********
در سفره های خالی ما نان ندیدنیست
چتر مرا بگیر که باران ندیدنیست
سرما برای خوردن ما زوزه می کشد
امسال حال و روز زمستان ندیدنیست
من بی تو دردهای زیادی کشیده ام
در قاب گریه های تو درمان ندیدنیست
مانند گربه اینهمه سال است مادرم
مارا گرفته است به دندان ندیدنیست
با شیخ وبا چراغ شب وروز گشته ایم
سوگند می خوریم که انسان ندیدنیست
برگرد و نا امید به دیدار من نباش
لبخند پشت میله ی زندان ندیدنیست
چشمم به خنجریست که خود تیز کرده ام
دستان دوستان سر پیمان ندیدنیست
این روزها که هیچ امیدی به مرگ نیست
لبخند ما به نقطه ی پایان ندیدنیست
.