۩۞۩ دلــــــتنگی بهـــــــادر ۩۞۩

دل میرود ز دستم، صاحبدلان خدارا / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

۩۞۩ دلــــــتنگی بهـــــــادر ۩۞۩

دل میرود ز دستم، صاحبدلان خدارا / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

تمام دلم دوست داردت

تمام دلم دوست داردت/ تمام تنم خواستار تو است

بیاو به چشمم قدم گذار/ که این همه درانتظار توست

چه خوب و چه خوبى چه نازنین/ تو خوبترینى، تو بهترین
که بخت بلندى یار اوست/ کسى که شبى در کنار تواست

به گوشه چشمى نگاه کن/ ببین که به پایت فکنده ام

مگر به نظر کمیا شود/ دلى که چنین خواستار تواست

خموشى شبهاى سرد من/ چرا نشود پر زشور عشق

که گرمى آن دستهاى گرم/ به سینه من یادگار توست

زمیوه ممنوع حیف و حیف/ که ماند و به غفلت تباه شد

وگرنه تورا مى فریفتم/ که سابقه اى در تبار توست

چنین که ملنگم،چنین که مست/ که برده حواس مرا زدست

بدین همه جلدى و پابکى/ غلط نکنم کار کار توست

به دارو ندارم نگاه کن/ که هیچ به جز عاشقى نماند
تمام وجودم همین دل است/ تمام دلم بى قرار توست
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد