آهسته می غلتد لبم بر روی لب هایت
گس می شوم از طعم خرمالوی لب هایت
کم کم شراب کهنه می ریزند از دوری
انگور های تازه در پستوی لب هایت
در نیشخندت زهر داری، تلخ تلخ، اما
طعم عسل می ریزد از کندوی لب هایت
زهر و عسل، بوی شراب و طعم خرمالو
معجون دلچسبی ست از جادوی لب هایت
یک بوسه تا پایان این رویا که خوابم برد
فردا خجالت می کشم از روی لب هایت